دبستان پسرانه - کاشمر
امروز    ساعت:
ویژه ها
نظر سنجی
عملکرد سایت رادر قسمت اخبار را اعلام دارید:

عالی

خوب

متوسط

ضعیف

مقالات دانش پژوهان ---> داستان محرم { مقاله }

بسم ا... الرحمن الرحیم

روزی نامه های کوفیان به امام حسین (ع) زاده ی شیر خدا زیاد شده بود. امام حسین (ع) با حضرت ابوالفضل(ع) و حضرت زینب (س) ، پسرها و دخترهای خود و پسرهای امام حسین (ع) و .... راهی کوفه شدند.در شهر کوفه ، یزید به اطرافیان خود گفت :" مردم را جمع کنید." مردم شب در محل اجتماع جمع شدند ، یزید به آن ها گفت:"شنیده ام که مردم به حسین نامه  نوشته اند ، هر کس به سپاه حسین برود بد می بیند و اگر به سپاه من بیاید ثروت و مال زیادی می گیرد." یکی از حاضران پرسید:"مگر قرار است چه شود." یزید گفت :" قرار است با سپاه حسین بجنگیم."  امام حسین (ع) و کاروانش به کوفه نرسیدند ، کوفیان جلوی راه آن ها را گرفتند و امام حسین (ع) به آن ها گفت:" شما به من نامه نوشته بودید که شما را دوست داریم و شما را به این جا دعوت می کنیم." ولی کوفیان وسط حرف امام پریدند و گفتند:" ما پشیمان شدیم و با شما قرار است بجنگیم." بعد سپاهی به فرماندهی امام حسین(ع) با رنگ سبز تشکیل شد و سپاهی دیگر به فرماندهی یزید با رنگ قرمز تشکیل شد. سه آدم به نام حر ، برادرش و پسرش در سپاه یزید بودند اما وقتی فهمیدند یزید آدم بدی است و می خواهد پسران شیر خدا را بکشد به سپاه امام حسین (ع) رفتند ، حر پسر خود را راهی میدان کرد و بعد برادرش و بعد هم خودش . حضرت علی اکبر (ع) که به میدان رفت ، شمشیر خود را به بالا برد و جنگ را با کوفیان آغاز کرد ، بعد در همان دشت به شهادت رسید. همین اتفاق برای حضرت قاسم (ع) ،داماد، افتاد. در روز تاسوعا که همه می دانند حضرت ابوالفضل (ع) به میدان آمد و با لشکریان یزید به جنگ پرداخت . او با مشک خود به رود فرات رسید بعد هم دست خود را پر از آب کرد و می خواست بخورد اما به یاد حضرت علی اصغر (ع) آب ها را در مشک ریخت و به طرف خیمه حرکت کرد . اما این دفعه قضیعه فرق می کرد ، کوفیان دست های او را قطع کردند و سپس او را به شهادت رساندند و بدنش را قطعه قطعه کردند. امام حسین (ع) دوام نیاورد و خود ش به میدان رفت . بعد گفت :"علی اصغر را بیاورید."علی اصغر در آغوش تیری به گلویش خورد و بعد امام حسین (ع) به جنگ با شمر پرداخت و یارانش جنگیدند.آخر در همان دشت به شهادت رسیدند. حضرت زینب و بقیه کسانی که در خیمه ها بودند اسیر شدند.آن ها سخنان خود را به کوفیان گفتند و دشمنان دین خدا را رسوا کردند.

جنازه های کسانی که در آن دشت به شهادت رسیدند روز ها در همان جا ماند واخر دسته ای ازمردم که تاجر ودند به نام دسته بنی اسد جنازه ها را پیدا کردند و دفن نمودند.

تهیه کننده:سید محمد امین سعیدی علیرضا شیدایی

  • [نسخه قابل چاپ]
  • توسط: سید محمد امین سعیدی-علیرضا شیدایی
  • آدرس الکترونیک فرستنده: مجیدی
  • تاریخ ارسال: چهارشنبه 15 اسفند 1386
عالي بسيارخوب متوسط ضعيف

اين سايت تا كنون 361746 بازديدكننده داشته است
© تمامی حقوق این پایگاه
متعلق به موسسه فرهنگی آموزشی
امام حسین علیه السلام می باشد